حسن حسن زاده آملى
246
هزار و يك كلمه (فارسى)
مجاز مىپندارند ، و ليكن اهل معرفت هيچ چيز را نمىبينند جز خدا كه ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى « 1 » و حضرت امير عليه السّلام مىفرمايد : « ما رأيت شيئا إلّا و رأيت الله قبله و بعده و معه » . ( يقين ندارم كه كدام يك از سه لفظ را فرموده ) . مطلب دوم اينكه آيا وحدت وجود كفر است ؟ عرفا و صوفيه در بيانات خود بعضى مطالب اظهار مىكنند كه با ادب منافات دارد و البته مراعات ادب در امور لازم است ، چنان كه شخص معبّر در جواب هارون الرشيد كه خواب ديده بود دندانهاى او ريخته است معبّر گفت : اقوام خليفه تمام بميرند . خليفه متغيّر شد و امر كرد او را زدند . ديگرى آمد گفت : عمر خليفه از تمام اقوام و خويشان بيشتر است . خليفه انعامش داد با اينكه همان مطلب را گفته بود ، براى مراعات ادب مستحق انعام گرديد . در خداشناسى و عبادت هم مراعات ادب لازم است ، مثلا اگر مسجد خراب شود و مسجد هم خانه خداست يك كسى خطاب به خدا كند و بگويد : « اى خانه خراب » بىادب بوده ، گرچه مطلب او راست و درست است . يا كسى بگويد : « اى خداى بىعقل بىشعور بىمدرك » بىادبى است ، ولى سخنى صحيح است ؛ زيرا كه عاقل و شاعر بر خدا كفر است ، و خداوند عقل ندارد چنان كه چشم ندارد ولى تمام چيزها را مىداند و مىبيند ، و نيز شيخ محمود شبسترى در گلشن راز گويد : مسلمان گر بدانستى كه بت چيست * يقين كردى كه دين در بتپرستى است « 2 » در ظاهر چقدر خطاست كه انسان بگويد دين در بتپرستى است . اگر بتپرستى صحيح بود چرا پيغمبر اكرم بتپرستها را كشت و بتها را از خانهء كعبه ريخت و شكست ، حتى صورت حضرت ابراهيم را انداخت و شكست ؟ و لو
--> ( 1 ) - انفال ( 8 ) : 17 . ( 2 ) - گلشن راز ، ص 84 ، چاپ طهورى .